تبلیغات
♥رُمآن‍....♥نِویسآن♥ - رمان سایبان تنهایی،قسمت ۱۲

رمان سایبان تنهایی،قسمت ۱۲




سلام به همگی

با قسمت ۱۲ اومدم

سریع برید ادامه 

نظر فراموش نشه....

به نام خدا

دفتر خا‌طرات(بردیا)

خوب یادمه  همون روزی که سوار ماشین شدیم باهم!
بهش گفتم:یه چیزی رو میدونی؟!
_یه چیزی رو کدوم یه چیز ببینم نکنه سرم هوو اوردی ها گلدون بزنم بشکنمت؟؟؟؟!
_نه بابا بنده غلط بکنم،اما خواستم بگم امروز انگار همه چی فرق داره!!
یه لحظه نگاهش مغموم شد ولی گفت 
_معلومه امروز من خوشگل بودم خوشگل تر شدم،واسه این فرق کرده!!
_بعله بر منکرش لعنت ،خوب حالا خوشگل خانم کجا بریم؟!
_اممم من میگم امشب بریم یه جای خلوت یه جایی که عاشقانه و رمانتیک باشه و مزاحمم نداشته باشیم.
(با لودگی گفتم)_اوه اوه نکنه میخوای بلا ملایی سرم بیاری که هم خلوت باشه هم مزاحم نداشته باشه اره دیگه!!
(اما نمیدونستم اون داشت منو گول میزد تا به هدفش برسه .دیگه هیچوقت عاشق نمیشم هیچوقت دل نمیبندم که تهش تلخیه)
تا اینو گفتم کیفش محکم خورد فرق سرم _هیییین بردیااااآ بزنم ناقصت کنم پسره ی پر رو!
_هوی وحشی چته دس رومن بلند میکنی ضعیف کش!
دید اوضاع خطریه با عجله گفت :خوب حالا کجا بریممم ؟؟؟!!
_بحث و عوض نکن !
_عه کدوم بحث؟؟
پوفی کردم و گفتم بریم  میدون ......هر آدرسی که دوست دارید طبق سلیقتون فقط رمانتیک و خلوووت باشه

......................................................................
_اونجا خیلی تاریکه دلناز !
_عشقش به همین تاریکیه دیگه.
_امروز یه طوریت هستا ایکس میکسی نزدی که؟؟
_میری یا نه؟؟
_میرم میرم .
ظبط و روشن کردم و یه آهنگ گذاشتم:
اگه پرسید ازت هنوز تو فکرمی
بخند و بش بگو یه تجربه بودم همین
اگه پرسید تاحالا واسه من گریه کردی؟
بگو نه ولی بگو گریه کردم که برگردی
حواست نیست به این حالی که من دارم
حواست نیست که من چقدر دوست دارم
حواست نیست همش گریه شده کارم
نفهمیدی من اونم که تورو تنهات نمیزارم
بهش نگو یه سال و ما باهم زندگی کردیم
نگو یه روز نبودم یه عمر گریه میکردی
بهش نگو که گفتی زندگی بی من نمیشه
قسم خوردی بمونی تا همیشههههه
(آهنگ حواست نیست،اشوان)
.
.
نظر؟؟؟
نویسنده ی این قسمت:Maryam
تا قسمت بعد بای بای




موضوع: رمان سایه بان تنهایی، رمان های غمگین، رمان های عاشقانه،
برچسب ها: رمان عاشقانه، رمان غمگین، سایبان تنهایی، قسمت دوازدهم رمان سایبان تنهایی، رمان، رمان نویسان، بهترین رمان ها،
[ چهارشنبه 17 شهریور 1395 ] [ 01:10 ق.ظ ] [ Maryam ] [ نظرات() ]
نمایش نظرات 1 تا 30